داستان ما از جایی آغاز می شود که شادی نوروز و تیرگان و یلدا و قربانش اش، در پس قربانی شدن فرزندانش در نیشابور و هرمز و شلمچه و تخت جمشید سوخته اش، همچنان خودنمایی می کند. ظالمین و دشمنانش آمده و رفته اند و او همچنان به گوهر مردماش، پایدار مانده است. گاهی سر به دامن فروبرده از ظلم و جنگ و تجاوز، و گاه درخشیده و قامت برافراشته به سان سرو بلند کشمر!
نام آن سرزمین، ایران است. جایی که بلوچ و عرب و فارس و کرد و لر و آذری و مازنی و بختیاری و ترکمن و دیگرانش، کلمه وطن و ایران را، مفهوم بهتری داده اند.
این مجموعه متعلق به هیچ ارگان، حزب، گروه و تشکلی مربوط نیست و یک پروژه پژوهشی با هزینه شخصی است تا ضمن انجام یک پروژه تاریخ شفاهی در ابعاد متفاوت، نظرات چهره ها، شخصیت ها و حتی مردم عادی را درباره آنچه تجربه کرده اند و آنچه می خواهند را جمع آوری کند. هدف از انجام این پروژه، پاسخ دادن به این پرسش است که: «ایرانیان چه می خواهند؟»
طیف افراد سوال شونده در این پروژه شخصی، بسیار گسترده خواهد بود و تلاش دارد از طیف های درون حکومت گرفته تا گروه های اپوزیسیون را در بر بگیرد، زیرا جامعه ایران تشکیل یافته از تمامی این دیدگاه ها و اندیشه هاست.

